دعا

ستایش از آن توست

یگانگی ازآن توست

ای آفریننده یکتا

آسمانها و زمین و هرآنچه که بین ایندوست ازان توست

بخشندگی ازان توست

پروردگارا

دوستانم را در پناه خویش نگه دار و آنان را از خطرات حفظ فرما

الهم صلی علی محمد وآل محمد

سلام بر تو ای محمد ، ای خاتم النبیین ، ای آخرین فرستاده خدا که بر جهانیان منت نهاده،کلام وحی رابرآنان عرضه نمودی تاراه رستگاری آشکارشود، درود خدا بر تو باد

و سلام و درود خدا بر پدر بزرگوارت عبدالله

و سلام خدا بر مادر پاکدامنت آمنه ، درود خدا بر مادرت آمنه در آن لحظه که رنج تو را بر خویش هموار ساخت

و سلام خدا بر دختر پاکت فاطمه الزهرا ، سلام بر تو ای فاطمه ، ای دخت پیامبر ، درود خدا برتوباد در آن لحظه که مادر پدرت بودی و در آن لحظه که در را حق صبر نمودی . رحمت خدا بر تو و نسل پاکت باد .

و سلام خدا بر جانشین بحق محمد علی ابن ابی طالب (ع) ، سلام بر تو ای علی ، ای اولین گرونده ، درود خدا برتو باد در آن لحظه که اسلام آوردی و در آن لحظه که در بستر محمد خفتی و در آن لحظه که شمشیر زدی و در آن لحظه که در راه حق صبر نمودی و در آن هنگام که خانه خدا را با خون خویش گلگون نمودی . سلام و درود خدا بر تو باد

و سلام و درود خدا بر امام حسن مجبتی و صبری که در راه حق نمود .

و سلام خدا بر حسین ، سلام بر تو ای حسین ، ای خون خدا ، درود خدا بر تو و یاران پاکت باد که با خون خویش حق را از باطل جدا نمودید .

جاء الحق و ذهق الباطل

و سلام بر تمامی گروندگان راه حق آنانکه در این راه خون فدا کردند و آنانکه در راه حق شمشیر زدند و آنانکه که همواره در راه حق صبر نمودند . رحمت و درود خدا بر شما باد .

ای محمد و ای اهل بیت محمد

مرا در جهانی که هستم یاری نمایید . مرا از شر شیاطین این جهان و آن جهان حفظ نمایید . مرا یاری نمایید که همواره در راه حق و راستی و صداقت گام بردارم . گامهایم را استوار گردانید و دلم را قوی دارید . مرا یاری نمایید تا همواره راه پرهیزگاری پیشه نمایم . باشد که از رستگاران شوم .

درود خدا بر شما باد

 

پ ن 1 : هر انسانی در طول زندگی ، صرف نظر از نامی که والدینش بر آن نهادند باید نامی برای خود برگزیند . هر چیزی که در عالم طبیعت و در هستی وجود دارد ، میتواند نامی برای انسان باشد . پس نامی برای خود برگزین . نامی که تو را به سمت خویش بخواند .

پ ن 2 : من به هیچ وجه انسان مذهبی نیستم ، به چیزهای خیلی ساده ای معتقدم اما همان اعتقادات ساده را با تمام وجود باور دارم . هر انسانی در مسیر خود و ارتباط خود با ذات یگانه هستی باید دعایی مخصوص خود داشته باشد . بنابراین دعایت را بنویس . هر چیزی میتواند دعایی باشد . هر عملی میتواند عبادت و ستایشی باشد . پس برخیز و به آسمان نگاه کن .

دعای خود را پیدا کن . با آن آفریننده یکتا و ذات یگانه هستی را به سمت خویش بخوان . به همین سادگی . چنین عمل کن تا آرامش و روشنایی در قلبت راه یابد.

و اما تنهایی

و اما تنهایی

 

  همه ی انسانها تنها هستند ، تنها بدنیا می آیند به امید که تنها زندگی نکنند و این نیاز سرآغاز تلاش بشر است  . تلاشی که اگر جوابی نیابد و یا جواب نادرستی پیدا کند ، گاه انسان را از زاده شدن خویش شرمسار میگرداند. این تلاش بزرگی است . شاید بزرگترین هدفی که یک انسان میتواند در طول عمرش داشته باشد غلبه بر تنهاییست .

انسان زمانی از احساس تنهایی رها میشود ، که کسی او را " بفهمد "  و درکش کند . حتی اگر با او مخالف باشد ، باز  هم  به  سخنانش گوش  دهد  . تنها نیاز  دیرین  بشر " فهمیده " شدن است . و چه کسی میتواند ما را " بفهمد " و " تنهایی " مان را درک کند ، عقیده و ایمانمان را گوش دهد و حتی اگر با آن مخالف بود ترکمان نکند ؟                                                                        

برای اینکه بتوان کسی را درک کرد ، باید اول به درک صحیحی از خود برسیم ، توانایی بخشش داشته باشیم ، قدرت فدا کردن داشته باشیم ، و این را بفهمیم که انسان موجودیست بی انتها ، بی نهایت در احساس و عقل و شعور ، اما ظریف و تنها ، معصوم و گم شده در برهوت خویشتن و نیازمند محبت و عشق و وفا ، و درمانده و ناتوان از درد دیرین تنهایی .   و باید آنقدر قوی باشیم که نه در احساسات و عواطف بینهایتمان گم شویم و نه اجازه دهیم که زندگی سخت و خشک ماشینی روحمان را برباید .                                                                                       

انسانی که چنین صفاتی را داشته باشد و یا در مسیر کسب این صفات باشد ، بدون شک انسانی است متعالی که به درک صحیحی از نظام آفرینش رسیده است و همواره در جهت خواست خلقت گام بر میدارد . این است که  میگویم غلبه بر تنهایی یکی از بزرگترین اهداف تاریخ بشر است ، چرا که انسان را وادار به کسب تمام آن صفاتی میکند که نام بردم یعنی حرکت به سمت کامل شدن .                                          

هر چه که انسان متمدن تر میشود و مظاهر تجدد را میپذیرد ، برای بیان خود و جلب توجه دیگران بیشتر به تظاهر روی می آورد . و با این کار بیشتر از خود دور میشود و هم خود و دیگران را میفریبد . در نتیجه در تنهایی مضاعفی فرو میرود و از خود واقعی اش نیز تهی میگردد . این است که تمدن امروز با تمام فواید و محاسنی که دارد نه تنها این نیاز اساسی بشر را برطرف نکرده که بر آن دامن نیز زده است .                  

از همین روست که  در برابر این تظاهر همیشه باید بر صداقت تکیه کرد  و در هر شرایطی اصرار ورزید که باید صادق بود . آنکس که دروغ میگوید، بزرگترین خیانت را به خود کرده است . چرا که با فریب دیگران ، فرصت شناختن خویش را از آنها گرفته است . در نتیجه ، هر چه که در این مسیر پیش میرود ، تنهایی اش بیشتر میشود . اما زمانی که با دیگران صادق هستیم ، همواره به آنها فرصت میدهیم که ما را آنگونه که واقعا هستیم بشناسند،و در نتیجه فرصت " فهمیده " شدن را به خود و دیگران داده ایم.

گوهر درون

دیروز وقتی از شکار برگشتم
سرشار از انرژی های نو بودم
با خوداندیشیدم که دیگر نیاز ندارم که بازگردم
اما امروز ناگاه
طبیعت با سرودهایش مرا به سمت خویش خواند
مرا با تمام دردهایم فرا خواند
زمانی در اوج رنج ، آنجا که آدمی تمام میشود
با خود اندیشیدم که تنها صبر راهگشای من است
همچنان صبور و شکیبا
در انزوای فریادهای بیهوده
ناگاه صدایش را شنیدم که با سرودهایش مرا به سمت خویش میخواند
فرزندم
فرزند صبورم
به سوی من آ
بیا و نظاره گر احساس خویش باش
دیگر صبر بس است

هراز گاهی باید خود را از رنج های بیهوده آزاد کرد
چگونه انسان از چیزی رنج میبرد که اصالت ندارد !
آن زمان که از هستی خویش دست بکشی
آن زمان که جهان را با همه دارایی رها کنی
آن زمان که هر کس را ، همانطور که هست بپذیری
آن زمان که بتوانی همه را ببخشی و ببخشایی
آنجا که توانایی بخشش پیدا کنی
تنها آنجاست که به سوی گوهر خویش شتافته ای
آزاد و رها همچو باد
پاک و زلال همچو آب
درخشنده و تابان همچو خورشید
استوار همچو درختان پاکی که ریشه در اعماق دارند و شاخه هایشان سر به آسمان میساید

چنین است فطرت آدمی

مولا علی

مولا علی

 

 

در میان تمام ادیان ، اسلام و از میان تمام مذاهب ، شیعه . پیروی از مردی را برگزیدیم که می گفت: هرگز نمیگذارم که دانه ی گندمی را از دهان موری برگیرید . آن هنگام که خلخال از پای زن یهودی در آوردند ، گفت: چه جای سرزنش است اگر مسلمانی از غم این مصیبت بمیرد . تنها کسی که زادگاهش قلب مکه است . و هر مسلمانی هنگام نماز ، آنجا که کعبه را هدف قرار میدهد ، رو به سوی او دارد . و به سمت مکانی نماز میگذارد که علی در آن چشم به جهان گشود . و هر مسلمانی در حج به دور زادگاه او میگردد . علی ، انسانی که بزرگترین و پر شکوهترین عبادت (حج ) ، و عام ترین و رسمی ترین عبادت ( نماز ) ، یاد او را در قلب هر مسلمانی تداعی میکند . و این فریاد خاموش این حقیقت بزرگ است ، که او خود بزرگترین مظهر عبادت و بندگی است . و ما در بین تمام مردان و زنان بزرگ تاریخ بشریت ، راه او را برگزیدیم . او که میوه ی ایمانش برای همنوعانش نابترین نوع عدالت بود . و عدالتی از جنس ایمان علی ، آرزوی دیرین بشر است.                                      

ابراهیم خلیل ا... که او را پدر ادیان می نامند ، از خدای خویش خواست که زنده شدن مردگان را به او نشان دهد ، پروردگار فرمود ، آیا شک و تردیدی در آن داری . ابراهیم گفت هرگز ، تنها میخواهم بر یقینم افزوده شود . این سخن ابراهیم ، پدر ادیان ، بت شکن بزرگ تاریخ است . و علی مرد تنهای نخلستانها مدینه ، میگوید: اگر تمام پرده ها از جلوی دیدگانم کنار روند ، ذره ای بر ایمانم افزوده نخواهد شد . این است ایمان مردی که خود را پیرو او می نامیم . تنها اوست که در مسجد کوفه میگوید: قسم به پروردگار کعبه که رستگار شدم . و اصلا تنها اوست که حق دارد این را بگوید . چون تنها اوست که از کودکی محرم اسرار بزرگترین پیامبر خداست ، و تنها اوست که برادر و هم کفوی اوست . تنها اوست که در سخت ترین لحظات ، راهگشای میدان عمل است . تنها اوست که کلید درهای بسته ی مجاهدان است . و بعد از پیامبر ، باز تنها اوست که خار در گلو سکوت کرد . و علی تنها انسانی است که بی نهایت تنهایی را در خود جمع کرده است. و این چه تنهایی غریبی است.