عطر باران
به تماشا سوگند و به آغاز کلام و به غنچه ای که میشکفد ، من از نسل خاک و بارانم
روزگار
یاد روزهای قدیم بخیر
چه خوش بودیم
خدایا شکرت
[لبخند]
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۰ ساعت 12:24 توسط آرش |
آری، آری، زندگی زیباست
زندگی آتشگهی دیرنده پا برجاست
گر بیفروزیش، رقص شعلهاش در هر کران پیداست
ورنه، خاموش است و خاموشی گناه ماست
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
آذر ۱۳۹۰
آبان ۱۳۹۰
مهر ۱۳۹۰
شهریور ۱۳۹۰
مرداد ۱۳۹۰
تیر ۱۳۹۰
دی ۱۳۷۸
آرشیو موضوعی
مذهبی
سیاسی و اجتماعی
مناسبت ها
دکتر شریعتی
سخن بزرگان
دست نوشته ها
شاعرانه
عاشقانه
برگ
اولین ها
آخرین ها
اس ام اس
روزانه های آرش
طنز
تاریخ
گوناگون
پیوندها
دختر بهار
باستان شناسی ایران
BLOGFA.COM